موانع خلاقیت در محیط مدرسه
2- روشهاي تدريس سنتــي و مبتني بر معلم محـــوري
به کارگيري افراطي روشهاي سنتي که در آنها غالبا معلم نقش محوري را در کلاس ايفاء مي کند و بيشتر مبتني بر سخنراني و استفاده از مهارتهاي کلامي است، سبب مي شود دانش آموز در فرآيند تدريس و يادگيري و ايفاي يک نقش فعال فرصت مشارکت کمتري را پيدا کند. دانش آموزي که در اين نوع سيستم تحصيل مي کند مجالي براي بروز استعداد هاي خلاق نمي يابد و به تدريج تحرک و پويايي خود را از دست مي دهد.
3- عـــدم شناخت معلـــم نسبت به خلاقيت
در بسياري از موارد آشنا نبودن معلم يا مربي با شيوه هاي پرورش خلاقيت دانش آموزان خود به تنهايي يک مانع بزرگ در اين زمينه محسوب مي شود. معلمي که شناخت صحيحي از ماهيت خلاقيت، موانع و روش هاي پرورش نداشته باشد، بديهي است نه تنها نمي تواند اقدامي براي بروز استعداد هاي خلاق دانش آموزان خود در کلاس انجام دهد، بلکه ممکن است ناآگاهانه و به مرور زمان کلاس درس خود را به محيطي تبديل کند که در آن خلاقيت دانش آموز سرکوب مي شود.
4- فقدان حداقل امکانات لازم براي انجام فعاليتهاي خلاق دانش آموزان
هر چند بسياري از فعاليت هاي خلاق نيازمند هزينه ها و امکانات خاصي نيست و اغلب آنها با اندکي تغيير در روشهاي تدريس و استفاده بهينه امکانات و فضاي آموزشي موجود در مدارس قابل اجراست، اما گاهي فقدان اين حداقل امکانات لازم سبب مي شود که انجام برنامه هاي پرورش خلاقيت در کلاس و مدرسه با مانع يا شکست روبه رو شود. اين کمبودها در بسياري از موارد تاثيري مخرب بر علاقه و انگيزه دانش آموزان براي شرکت در اين برنامه ها مي گذارد.
5- اهداف و محتـــواي کتابهاي درســـي
موضوع اهداف و محتواي درسي مبحثي بسيار گسترده است و از جوانب مختلف قابل بررسي مي باشد ، اما در اينجا تا اين حد بدان اشاره مي شود که چنانچه در يک نظام آموزشي کتاب درسي به عنوان مهمترين و تنها منبع تدريس و آموزش مورد استفاده قرار گيرد و در عين حال در ميان اهداف و محتواي آن چيزي به عنوان پرورش خلاقيت منظور نشده باشد، مسلما دانش آموز آزادي عمل و توانايي لازم را نخواهد داشت که پا را از چهارچوب کتاب درسي خود فراتر بگذارد و در نتيجه او مي آموزد تا صرفا در محدوده کتاب درسي خود بينديشد و نه بيشتر.
6- عدم توجه به تفاوتهاي فـــــردي دانش آموزان
در نظر نگرفتن اين واقعيت که هر دانش آموز در عين اشتراکاتي که با ساير دانش آموزان ديگر دارد ،يک انسان منحصر به فرد است و داراي استعداد ها ،علايق و کششهاي ويژه خود نيز مي باشد، سبب مي گردد معلم ديد و نگرشي يکسان نسبت به همه دانش آموزان داشته باشد، اين نوع نگرش در حوزه پرورش خلاقيت يک مانع اساسي محسوب مي شود و به ويژه سرخوردگي دانش آموزان خلاق را به دنبال خواهد داشت.
7- عـــدم پذيــــرش ايده هاي جديد
عادت به تفکرات کليشه اي ،راه حلهاي معمولي و تجربيات تکراري مي تواند سبب پديد آمدن نوعي ديد انتقادي در معلم و دانش آموزان در کلاس هاي درس شود که مي توان آنرا روحيه عدم پذيرش ايده هاي جديد ناميد.
براي دانش آموزي که از تفکري خلاقي برخوردار است و ميل به خلق ايده هاي نو و غير معمول دارد، بسيار مايوس کننده خواهد بود که ايده ها و افکارش به خاطر غير معمولي بودن مورد بي توجهي معلم يا دانش آموزان قرار گيرد. اين دانش آموزان به تدريج تحت تاثير نظر جمع ،ممکن است نوگرايي و اين نوع تفکر خود را دال بر وجود ضعف يا مشکلي در خود تلقي کند. احساس غير عادي بودن در بسياري از دانش آموزان خلاق ناشي از وجود يک چنين جوي در کلاس است که در نهايت به خود سانسوري منتهي مي شود.
8- ارائه تکاليف درســـي زياد به دانش آموزان
معمولا انجام تکاليف درسي بخش عمده اي از وقت دانش آموزان را به خود اختصاص مي دهد. در موارديکه به دانش آموز تکاليف زيادي داده مي شود و او ناچار ميشود همه توان و انرژي فکري خود را براي انجام آن تکاليف صرف کند، در نتيجه ديگر فرصت و همچنين توانايي چنداني براي پرداختن به فعاليتهاي ديگر نخواهد داشت. به علاوه از آنجا که انجام زياده از حد تکاليف درسي براي دانش آموزان چندان خوشايند نيست ،اين موضوع ميتواند سبب بي علاقگي و بي ميلي آنها نسبت به فعاليتهاي ديگر از جمله فعاليتهاي خلاقانه که نيازمند آرامش فکري و رواني است، گردد.
9- استهـــزا و تمسخـــر به خاطر ايده يا نظـــر اشتباه
در کلاسهاي درس زياد اتفاق مي افتد که دانش آموزي به دليل مطرح کردن يک نظر اشتباه يا ايده اي نادرست يا عجيب و غريب از طرف معلم يا دانش آموزان هم کلاسي خود مورد تمسخر و استهزا قرار گيرد. براي دانش آموزي که گرايش هاي خلاقانه دارد، اين نوع برخورد ديگران حکم توبيخ و تنبيه را دارد. در نتيجه احتمال دارد اين دانش آموز به تدريج بياموزد که ايده هاي خود را از ترس اينکه ممکن است اشتباه باشد و مورد استهزاي سايرين قرار گيرد ،اساسا به زبان نياورد و آنرا در درون خود سرکوب کند.
¤ نويسنده: حجت اله ملکي