در بعد سياسي با کمرنگ شدن نقش حکومتهاي ملي ـ محلي وايجاد حکومت جهاني واحد ،تناسب بين اهداف ومحتوا و روشهاي تربيتي با نيازهاي جامعه محلي- ملي در کاهش مي يابد و آموزشها شکل غير بومي وجهاني يافته و باعث جهت گيري نظام تعليم و تربيت به سمت تربيت شهروند جهاني مي گردد .البته با توجه به رشد عملکرد هاي فرا ملي در نتيجه جهاني شدن، شناخت ساير فرهنگها و زبانها ضرورت مي يابد . بعد ديگر جهاني شدن يعني بعد فرهنگي با توجه به آنچه قبلا ذکرشده مهم ترين ومؤثرترين بعد از نظر تأثيرگذاري بر نظام آموزش و پرورش مي باشد. جهاني شدن باعث نفوذ ارزشهاي فرهنگها ساير جوامع در جامعه مي شود . همچنين رشد پديده مهاجرت باعث ايجاد کلاسهاي چند فرهنگي و اهميت يافتن ياد گيري براي با هم زيستن و استلزامات خاص آن که شامل يادگيري شناخت خويشتن , قائل شدن احترام براي ديگران و آموختن حس مسئو ليت و همکاري با ديگران است، مي گردد . آموزش وپرورش درکشور ما به عنوان يک جامعه اسلامي براي مواجهه با اين فرايند اجتماعي، سياسي و فرهنگي وظايف مهمي را به عهده دارد تا بتواند فرهنگ قومي و مذهبي خود را حفظ نمايد. اين مقاله به تبيين فرصتها و چالشهاي ناشي از جهاني شدن براي آموزش و پرورش ايران پرداخته مي پردازد و از آنجا که آموزش و پرورش بيشتر جنبه فرهنگي _اجتماعي دارد, علاوه بر بررسي ابعاد سياسي و اقتصادي بيشتر بر ابعاد فرهنگي جهاني شدن تاکيد مي شود، تا با روشن شدنفرصتها و چالشهاي ناشي از اين فرآيند بتوانيم به شيوه هاي درست حفظ فرهنگ و ارزشهاي اسلامي دست يابيم. بنابراين اين مقاله در صدد پاسخ گويي به سئوالات ذيل مي باشد :
1- فرصتها ي ناشي از پديده جهاني شدن براي نظام تعليم و تربيت جمهوري اسلامي ايران کدامند؟
2- تهديدهاي پديده جهاني شدن براي نظام تعليم و تربيت جمهوري اسلامي ايران کدامند؟

در پاسخ به سئوال اول مي توان به فرصتهايي که جهاني شدن براي تعليم و تربيت بوجود مي آورد به شرح زير اشاره کرد :
1-استفاده از جديدترين اطلاعات در آموزش و پرورش ايران:
دانش‌آموزان‌ قرن‌ بيست‌ و يکم‌ عضو جامعه‌ سازمان‌ يافته‌اي‌ هستندکه‌ نيازمند آموزش‌ مهارت‌هاي‌ سازماندهي‌ گروههاي‌ رسمي‌ و غير رسمي‌ در راستاي‌ رشد درک‌ فناوري‌ و بهره‌گيري‌ از آن‌ در تنظيم‌ خط‌ مشي‌ها و سياست‌هاي‌ آموزشي‌ مي‌ باشند. شهروندان‌ آتيه‌ نيازمندند که‌ برنامه‌ زندگاني‌ خودشان‌ را با خط‌ مشي‌هاي‌ نوگرايانه‌ از يک‌ سو و رعايت‌ اصول‌ ارتقاي‌ کيفيت‌ يادگيري‌، کمک‌ به‌ ايجاد برابري‌ آموزشي‌ و اعتلاي‌ اثر بخشي‌ از سوي‌ ديگر هماهنگ‌ نمايند. شهرونداني که توانايي تهيه لوازم مربوط به اينترنت را دراختيار دارند، به راحتي مي‌توانند اطلاعات روزآمد را از آن سوي جهان دريافت دارند ودر همان حال اطلاعاتي نو توليد کرده و در اختيار مخاطبان خود قرار دهند. رسانه‌هاي الکترونيک جديد مرزها را شکسته است اطلاع‌رساني به شيوة جديد سبب شکستن انحصار رسانه‌هاي داخلي شده و افراد را قادرمي‌سازد منبع اطلاعاتي خويش را تعيين کنند. و با افزايش سرعت اطلاع رساني و استفاده بيشتر از تکنولوژي پيشرفته ارتباطات باعث ايجاد فرصتهاي بيشتر و مناسب تر جهت رسيدن آموزش و پرورش ايران به اهداف خود مي باشد .(کرمي پور ،1381.ص.52).
2- اهميت يافتن اصل اخلاقي همکاري و تفاهم به عنوان هدف اصلي در تعليم و تربيت:
از آنجا که در روند جهاني شدن ارتباطات گسترش مي يابد و افراد از سراسر دنيابا يکديگر ارتباط برقرار مي کنند و بيشتر در معرض شناخت و ارتباط با ساير افراد جهان قرار مي گيرند لذا تفاهمات بين المللي ضرورت مي يابد و يادگيري براي با هم زيستن به عنوان يک هدف مهم در آموزش و پرورش در مي آيد.يادگيري براي با هم زيستن مستلزم يادگيري چگونگي ابراز خويشتن و برقراري ارتباط به شکلي موثر با ديگران است ، و نيز به معناي آموختن حس مسئوليت و سهيم کردن ديگران و مستلزم يادگيري همکاري با ديگران است از اين رو شناخت ساير فرهنگها و نحوه ارتباط با آنها ضرورت مي يابد و مي تواند به عنوان فرصتي در دست آموزش و پرورش ايران قرار مي گيرد .(يونسکو،1378،ص100)
3-آموزش الکترونيکي (e-learning)
آموزش الکترونيکي، تصويري از تکامل آموزشهاي مشارکتي و شخصي در مقايسه با آموزش سنتي است .همچنان که تجارت الکترونيکي شکل توسعه يافته تجارت در مقايسه با تجارت سنتي است .اين نظام آموزشي به دليل داشتن امتيازات زياد ميتواند ضرورت اجتناب ناپذير و يک راه حل منطقي براي نظام آموزشي باشد.از جمله نکات مثبت اين نوع آموزش مي توان به رشد کيفيت آموزش و پرورش ,کاهش هزينه ها و امکان پذير شدن آموزشها و ايجاد مدارس مجازي اشاره کرد که همه اين موارد باعث افزايش راندمانهاي آموزشي خواهد شد.(سعادت،1382.ص.89).آموزش و پرورش جمهوري اسلامي نيز مي تواند از اين امکان جديد آموزشي به عنوان يک فرصت مناسب براي بهبود کيفيت خود بهره گيرد.شکستن مرزهاي زماني و مکاني Coghburn.2003.p.123))از خصايص آموزشهاي الکترونيکي است که خود فوايدي را نصيب نظام آموزشي ما مي نمايد، از جمله گسترش فعاليتهاي آموزشي همزمان در کشور،انتقال سريع اطلاعات در تمامي مدارس به صورت online ،حذف روشهاي کم بهره آموزشي(روشهاي سنتي معلم محور).
4- شکافت حلقه هاي بسته دانش
شايد بتوان يکي از ثمرات مفيد و فرصت ساز جهاني شدن براي تعليم و تربيت در جمهوري اسلامي را شکافتن مرزها و حلقه هاي بسته دانش و اصلاح زواياي معرفت شناختي آن دانست. يکي از محدوديتهايي که دانش آموزان در نظامهاي آموزشي دنيا از جمله ايران با آن مواجه هستند، عرضه الگوريتمي و هندسي دانش و اطلاعات به آنهاست، آنگونه که سرشت نظام آموزشي يک کشوراقتضا مي کند.البته اگر چه اين يک حقيقت مسلم و حق مفروض براي نظامهاي آموزشي هر کشوري است که دانش آموزان را مطابق آرمانها ي خود تربيت نمايد، اما اين به معني هندسي کردن و محدود کردن نظام عرضه اطلاعات نيست.ورود به دنياي فراخ معرفتي از جمله نيازهاي طالبان معرفت در عصر کنوني است که خود پيشرفتهاي عظيمي را در پي خواهد داشت و اين همان فرصتي است که جهاني شدن در اختيار نظام آموزشي ما مي گذارد.به عبارت ديگر جهاني شدن نظام عرضه هندسي و الگوريتمي اطلاعات(عرضه اطلاعات در مسيرهاي از قبل مشخص ، ثابت و تعريف شده) را به نظام عرضه ديالکتيکي اطلاعات تبديل مي کند.
و نيز در پاسخ به سئوال دوم(تهديدها) مي توان گفت در راستاي جهاني شدن با توجه به گسترش نئوليبراليسم، آموزش وپرورش از حالت ارزشي وديني خارج شده ونقش اخلاقيات ديني درتدوين اهداف و محتواي آموزشي کمرنگ مي شود و همچنين باعث تضعيف هويت و فرهنگ ملي مي گردد.از جمله اين تهديدها مي توان به موارد زير اشاره کرد:
1-تک فرهنگي شدن و تضعيف فرهنگهاي بومي :
هويت‌ ملي‌ که‌ منتج‌ از مفهوم‌ هويت‌ مي‌باشد آن‌ ويژگي‌ است‌ که‌ ملت‌ها را قابل شناسايي‌ مي‌کند. هويت‌ ملي، ابزاري‌ براي‌ تفکيک‌ يک‌ ملت‌ از ملت‌ ديگر با تکيه‌بر آگاهي‌ مشترک‌ حول‌ مفهوم‌ يا مفاهيم‌ تعريف‌ شده‌ جمعي‌ است‌ و تا زماني‌ که‌آگاهي‌ مشترکي‌ براي‌ تفکيک‌ خود از ديگري‌ به‌ وجود نيايد، هويت‌ ملي، امکان‌شکل‌گيري‌ ندارد .در ارتباط با مقوله جهاني شدن مسئله نگران کننده ،رشد تک فرهنگي (monoculture) است ، فرهنگي که از سوي رسانه هاي جهاني غرب و شبکه هاي روابط عمومي آنها تبليغ مي شود ،فرهنگي که به مردم ديکته ميکند که چه بپوشند ،چه بخورند ،چگونه زندگي و چگونه فکر کنند (yang,2002,p14).

2- تهديد روندهاي مربوط به تربيت ديني در ايران :
در جوامع‌ اسلامي‌ باورهاي‌ ديني‌ و نظام‌ ارزشي‌ اسلام‌ بخش‌ مهمي‌ از هويت‌ مسلمانان‌ را شکل‌ مي‌دهد. اين‌ هويت‌ خواه‌ناخواه‌ در درون‌ مرزهاي‌ اعتقادي‌ و ديني‌ تعريف‌ مي‌گردد و نوعي‌ خط کشي‌ و مرزبندي‌ بين‌ خود و بيگانه‌ را مطرح‌ مي‌سازد. هر چند تفاسير و قرائت‌هاي‌ مختلف‌ از اسلام‌ در اين‌ زمينه‌ داراي‌ تفاوت‌هاي‌ جدي‌ است‌ اما اين‌ تفاوت‌ها صرفا پررنگ‌شدن‌ يا کم‌رنگ‌شدن‌ مرز خودي‌ و بيگانه‌ را نشان‌ مي‌دهند، هر چند در اصل‌ اينکه‌ بالاخره‌ دين‌ و باورهاي‌ اسلامي‌ بخشي‌ از هويت‌ جوامع‌ اسلامي‌ را تشکيل‌ مي‌دهد اجماع‌ نظر وجود دارد. با پذيرش‌ اين‌ نکته‌ هر چند تفسير پلوراليستي‌ مطلق‌ از اسلام‌ را اتخاذ نماييم. باز هم‌ نوعي‌ تعارض‌ با هويت‌ مطرح‌ در فرايند جهاني‌ شدن‌ و زدودن‌ مرزهاي‌اعتقادي‌ و مذهبي‌ جوامع ‌داريم و احتمالا چالش‌آورترين‌ بخش‌ جهاني‌ شدن‌ نسبت‌ به‌ اسلام‌ و انديشه‌ ديني، خود فرهنگ‌ و انديشه‌ است. اين‌ امر ناشي‌ از نقش‌ زيربنايي‌ فرهنگ‌ نسبت‌ به‌ ديگر ساختارهاي‌ اجتماعي‌ است‌ و از سوي‌ ديگر بخش‌ مهمي‌ از فرهنگ‌ متشکل‌ از نظام‌ ارزشي، هنجارها و باورهاي‌ ديني‌ جامعه‌ است(براندا،1379،ص177). ،بنابراين‌ آموزش و پرورش در جهت‌ استقرار تربيت‌ اسلامي، ابتدا علايق‌ ايدئولوژيک‌ پنهان‌ در مواد آموزشي، روش‌هاي‌ تدريس، عناصر فضاهاي‌ آموزشي‌ و به‌ تعبيري‌ برنامة‌ پنهان را شفاف‌ ساخته و سپس‌ بر مبناي‌ ارزش‌ها و اصول‌ اسلامي‌ آنها را در جهت‌ علايق‌ ايدئولوژيک‌ اسلامي‌ متحول‌ مي سازد و به‌ تدوين‌ نظام‌ جديدي‌ از تربيت‌ ديني‌ اقدام‌ مي نمايد. ناگفته‌ پيداست‌ که‌ گرچه‌ اين‌ امر مستلزم‌ صرف‌ هزينه‌هاي‌ فراوان‌ مادي‌ و انساني‌ براي‌ برنامه‌ريزي‌ و اجراست‌ ولي‌ گريزناپذير است(باقري،1374،ص177).

3-تاثير بر زبان و آموزش آن:
يکي از مواردي که در بحث پيامد‌هاي وسايل الکترونيکي بايد آن را جدا از مباحث ديگر فرهنگي، به طور مجزا مدنظر قرار داد، زبان است. در رسانه‌هاي الکترونيکي جديد، غالباً زبان انگليسي سلطه دارد و مي‌خواهد خود را به همة (فرهنگ) کشورها از جمله ايران تحميل کند. نفوذ و گسترش زبان انگليسي از طريق تلويزيون‌هاي ماهواره‌اي و اينترنت در جاي خود مي‌تواند مهم‌ترين تهديد عليه زبانهاي ملي و محلي قلمداد شود(123.p.Hinchcliff.2000).
از آنجا که تمامي کانالهاي ارتباطي دنيا و رسانه هاي جهاني تنها به چند زبان خاص تعلق دارد و ساير زبانها براي ارتباط برقرار کردن به افراد مختلف در گوشه و کنار دنيا ملزم به برقراري ارتباط با اين زبانها هستند، لذا اين مهم مي تواند تهديدهاي عمده اي را براي زبانهاي ديگر از جمله زبان فارسي ايجاد نمايد به طوريکه به مرور کارايي خود را از دست داده و رو به زوال نهد از اين رو برنامه ريزان خصوصا سازمانهاي آموزشي بايد تلاش بيشتري را وقف اين مهم نموده تا زبان فارسي نيز جايگاه خود را بيابد و کاربردهاي بيشتري داشته باشد .

4- آموزشها و کلاسهاي چند فرهنگي :
شيوة جديد اطلاع‌رساني به نوبة خود سبب آگاهي‌هاي جديد شده و انسان‌هاي نو مي‌آفريند. اطلاعاتي که در عصر دوم رسانه‌‌ها توليد و عرضه مي‌شود، غالباً مخاطبان فراملي و بين‌المللي دارد. انسان‌هاي بي‌شماري با “ديگران” و “غريبه‌ها” ارتباط برقرار کرده و تبادل اطلاعات مي‌کنند. به همين جهت اين شيوه اطلاع‌رساني فرهنگ خاصي (جهاني‌ و غربي) را ترويج مي‌کند و مخاطبان (مصرف‌کنندگان) اندک‌اندک بيش از آن که خود را متعلق به قوم، فرهنگ و کشور خاصي بدانند، خود را انساني با تابعيت جهاني و بين‌المللي خواهند ناميد. در همين راستا مهاجرت به کشورهاي مختلف زياد شده و اين پديده هر چند باعث شناخت بيشتر ساير فرهنگها و آشنايي بيشتر انها مي شود ولي چالشي را به عنوان آموزش ,مدارس و کلاسهاي چند فرهنگي ايجاد مي نمايد که خود اين مطلب مي تواند مشکلاتي چند براي آموزش و پرورش ايجاد نمايد. از جمله نياز به معلميني توانا و آشنا با زبان و ويژگيهاي فرهنگي ساير کشورها و برنامه ريزيهايي جهت کاهش مشکلات ناشي از اين سبک آموزش مي باشد .همچنين اين گونه آموزشها کيفيت را در نظام آموزش و پرورش کشورها تحت الشعاع قرار مي دهد .هويت که يک مقوله فرهنگي ملي و محلي(local and national) است،به يک مقوله جهاني تبديل مي شود که اين تبديل خود محصول حضور در کلاسهاي چند فرهنگي( multi –cultural classroom) است.

نتيجه :
از آنچه در اين مقاله آمده مي توان چنين استنباط نمود که نظام آموزش و پرورش ايران همگام با ساير نظامهاي آموزشي دنيا در معرض فرايند جهاني شدن قرار گرفته و مي گيرد از اين رو بايد تلاش نمايد تا از فرصتهايي که جهاني شدن پيش روي آموزش و پرورش جوامع قرار مي دهد، استفاده نموده و تدابيري جهت کاهش آثار منفي آن بيانديشد، تا بتواند علاوه بر حفظ ميراثهاي فرهنگي و ساير ويژگيهاي بومي ، ويژگيهاي فردي رانيز در دانش آموزان رشد داده و هم زمان آنها را به شناخت جهان و ساير فرهنگها قادر سازد .

منابع:
1-ايران زاده ,سليمان .جهاني شدن و تحولات استراتژيک در مديريت و سازمان ,مرکز آموزش مديريت دولتي ,1380.
2-باقري, خسرو ، تربيت‌ ديني‌ در برابر چالش‌ قرن‌ بيست‌ويکم، مجموعه‌ مقالات‌ تربيت‌ اسلامي، ج‌ 3، قم، مرکز تربيت‌اسلامي، 1379.
3- براندا, واتسن.تدريس‌ مؤ‌ثر تربيت‌ ديني، ، ترجمه‌ و تلخيص‌ بهرام‌ محسن‌پور، مجموعه‌ مقالات‌ تربيت‌ اسلامي‌ شماره‌ 3، قم، مرکز تربيت‌ اسلامي‌ 1379.
4- صداقت، پرويز, سرگذشت‌ جهاني‌شدن‌ و زمينه‌هاي‌ آن‌ ماهنامه‌ بورس، ارديبهشت‌ 1379.
5-قاسمي ، علي حسين ، جهاني شدن ، بايدها ونبايدها . سمينارجهاني شدن واطلاع رساني . دانشگاه فردوسي مشهد . پاييز 1380.
6-کرمي پور ,محمد رضا .آموزش متناسب با عصر اطلاعات .تکنولوژي آموزشي .فروردين 1381.
7-محسن پور، بهرام . نقش تعليم وتربيت دربرخورد با جهاني شدن فرهنگ مدرنيته ، فضاي علمي پژوهشي جلد هشتم . شماره 3و4 ، پاييز و زمستان 1379.
8- يونسکو . ملبورن ، آموزش وپرورش براي قرن 21. گروه مترجمان ، تک نگاشت 27

teaching.parsiblog.com